از میان تمام روش ها حلق آویز شدن را انتخاب کرده بود. شاید به این دلیل که از لحظه ی سفت شدن طناب تا مرگ کامل مدتی شاید چند دقیقه طول می کشد که از این میان حدود پنجاه ثانیه ای هشیاری در حدی بالاست که اشراف کامل نسبت به اتفاق در حال انجام و زمان و مکان و هر آنچه که باید، داشته باشد. می گفت تمام لذت مردن توی جان دادنش است. سرد شدنش. سیاهی چشم ها را می گفت که مثل سرگیجه و مور مور شدن می ماند، با این تفاوت که تمامی ندارد. هر چه چشم بر هم فشار می دهی دست بردار نیست، تا لحظه ای می رسد که توان چشم باز کردن نداری. تسلیم می شوی اما هنوز زنده ای. چند ثانیه ای باید باشد. این طور می گفت. پنجاه ثانیه؟ نمی دانم. بستگی به هیچ چیز ندارد. از لحظه ی تسلیم شدن تا تمام شدن هر چه باشد خلاء مطلق است. سکوت و زندگی ا
برچسب:
نویسنده: یاسین مهدوی
تاريخ: پنجشنبه
9 آذر
1396 ساعت: 22:55